
خنده برای خَلق و این غم برای ما خرج تو کردهایم و خدا کرد خرج ما چه خیرها که داشت دو دِرهَم برای ما هرکَس نفس کشید در این روضه ، شد مسیح از بس مقدس است همین دَم برای ما این که بدون روضه به جایی نمیرسیم ثابت شدهست قدر مُسَلّم برای ما حُسنِ خِتام سِیرِ اِلَی الله این دهه است سفره گشوده ماه محرم برای ما هرگز به زیر منّت مردم نمیرویم وقتی که هست سایهی پرچم برای ما گریهکنِ حسین، کمک کارِ فاطمه است کرده دعا رسول مُکَرّم برای ما ********** یه ذره خاک تربت و نیزهها بالا میره و پایین میاد روی تنت دشمنا با هرچی که هست تو قتلگاه میزننت باید بیام کاری کنم، بیام برات سپر باشم حداقل یه نیزه کمتر بشینه رو بدنت کجایی عمو، دلم خون شده، چرا از حرم جدایی عمو کجایی عمو، تو این جمعیت چرا زیر دست و پایی عمو حسین جان، عمو جان... داره صدای نفس عمو میاد تو قتلگاه داره صدای خِس خِسِ گلو میاد تو قتلگاه از کوچههای مدینه یه لشکر نیزه به دست داره برا شکستن پهلو میاد به قتلگاه عمو جون چه بد میزنن اینا هر چی که توی دستشون اومد میزنن چه بد میزنن به من که یه طفلم اینا چرا لگد میزنن دارم میام فدات بشم، تا سپر بلات بشم میخوام که از تو چنگِ این حرومیا رهات کنم یه کوچه وا شده برام، صبر کن عمو دارم میام دارم میام که از سَنان و حرمله جدات کنم