السلام علیک یا اباعبدالله حسین الله اکبر الله اکبر قریب مادر قریب مادر مظلوم کشتنت بودی از آب فرات محروم کشتنت تورو لحظه لحظه و آروم کشتنت مَکروب کشتنت تورو با سنگ و عصا و چوب کشتنت تورو تو همهمه و آشوب کشتنت با راز کشتنت تو رو تو سجده سر نماز کشتنت سرتو بردن شامو باز کشتنت کُفّار کشتنت جلو چشم خواهرت اغیار کشتنت تورو بعد قتلگاه بازار کشتنت تورو تو مدینه با مِسمار کشتنت گریون کشتنت توی گودال چقدر حیرون کشتنت اونا که بودن بهت مدیون، کشتنت زیر دست و پا شدی بیجون کشتنت همین اول کاری صدا زهرا گرفته با یه پیرهن خونی توی عرش یه روضه پا گرفته بمیره مادرت تو گودال تشنه سر از تنت جدا کردن این همه نیزه رو تو یک ساعت توی تنت چهجوری جا کردن یارالی، پاشو مادر اومده، یارالی مادرت با قد خم تو گودال اومده ببینه در چه حالی بُنَیَّ بُنَیَّ بُنَیَّ ... السلام ای تشنهی گودالِ عشق ای سرت بر نیزه، استهلال عشق آمدی ای عشق، ما دنبال عشق تا بگیریمان به زیر بال عشق ای تمام آرزوی ما، حسین از سلام خود خجالت میکشم از غلامان تو منّت میکشم در عزایت داد غیرت میکشم دور عاشورای تو خط میکشم ای تو خطّ سرخِ عاشورا حسین تو غریبِ روضههای مادری جان من قربان تو که بی سری یابنَ زهرایی و یابنَ الحیدری مصرعی گفتم به خط آذری جان سَنَه قربان یارالی یا حسین ای که در داغ تو آدم گریه کرد دَم گرفت عیسی و مریم گریه کرد فاطمه با قامت خم گریه کرد خورد حسرت، هرکسی کم گریه کرد چشمهها شد چشمهی غم، یا حسین نور تو تا حشر در تابندگیست گریه در داغ تو عین بندگیست نوکرت باشم برایم زندگیست دوری از تو باعث شرمندگیست زندگی و دینم و دنیا، حسین بادها بغض مرا سوی حسینم بِبَرید غربتم را طرف کوی حسینم ببرید برسانید که ماندم تک و تنها چه کنم به اسارت برود دختر زهرا چه کنم برسانید به آقام که حیران شدهام برسانید به زینب که پریشان شدهام شهر خلوت شده اما همه در بازارند بهر سرنیزه همه دور و بَرِ نیزارند از تحیر برسانید که عطشان شدهام برسانید به عباس که حیران شدهام اما کاش در علقمه مبهوت نماند عباس مشک را تیر نخورده برساند عباس کاش که دستهی شمشیر سلامش نکند نیزهها بدرقهی راه خیامش نکند من مَرد جنگ بودم و این شد نهایتش فکری به زینبت کن و رَخت اسارتش حسین ...
شعر قوی و اجرا عالی طیب الله انفسکم