نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

علمت رو بردار باز علمداری کن حالا وقت خواب نیست پاشو باز کاری کن بی عمو تا خیمه چجوری برگردم چی به روزم اومد خیلی گریه کردم پناه من و پناه حرم زمین زدنت شکسته سرت شکست کمرم به فرق سرت عمود اومده نماز تو از قیام تو به سجود اومده شبیه غارت زده ها فقط باید نگاه کنم میون خندهها فقط میخوام تو رو صدا کنم عزیز دلم ، عموی حرم میبوسم دستاتو رو چشمام میزارم قامت رعناتو به خدا میسپارم اگه میشه پاشو اگه میشه برگرد داغ تو سنگینه نمیشه باور کرد نگاهتو ازم سهشعبه گرفت یجوری زده سرتو دستمن نمیشه گرفت یه نیزه اومد صداتو برید الهی که حرمله بمیره چشماتو درید چطور باید نیزه ها رو از تنتو جدا کنم در نمیاد صدام ولی میخوام تو رو صدا کنم عزیز دلم ، عموی حرم
هنوز نظری ثبت نشده