چشم یه حرم مونده به دنبالت اباالفضلم میپرسه سکینه هِی از احوالت اباالفضلم رو شونهی تو رقیّه تو عرش معلّی بود تو علقمه چیده شد پَر و بالت اباالفضلم بریدن دستتو از سرِ خواهرم چیزی از تو که نمونده ببَرم تا حرم بیتو ریخته بههم همهی لشکرم اومده واسه تسلّی پیش من مادرم (ابوفاضل مدد، ابوفاضل مدد ابوفاضل، ابوفاضل، ابوفاضل مدد)۲ (ای پناه حرم، ای پناه حرم بیپناهم، بیپناهم، بیپناهم داداش)... بد جوری گره افتاده تو کارم علمدارم بار غمتو چهجوری بردارم علمدارم میگم به حرم گوشوارههاشونو درآرن که چون بیتو فکر کوچه بازارم علمدارم بیعلمدار شدن همینه آخرش میاد و شمر روی سینه میشینه آخرش بیعلمدار شدن بد میشه آخرش حرم از کوچه و بازار رد میشه آخرش (ای پناه حرم، ای پناه حرم بیپناهه، بیپناهه، بیپناهه حرم)۲ ای ساقیِ لبتشنهی دریادل، ابوفاضل ای دست گرهگشای هر مشکل، ابوفاضل ای کاشفِ کربِ پسر زهرا صدات کردم تو سختی دخیلَک یا ابوفاضل، ابوفاضل پسر فاطمه، یلِ اُمُّالبنین عَلم تو نمیافته تا قیامت زمین به تو تکیه زده پسر شاه دین مادرش زهرا بهت گفت: پسرم آفرین (ابوفاضل مدد، ابوفاضل مدد ابوفاضل، ابوفاضل، ابوفاضل مدد)٢ هر کی منو پیش تو بیاره دوسِش دارم هر چی منو یاد تو بندازه دوسِش دارم وقتایی که دل من برات تنگه حسین من اون لحظهها رو من بیاندازه دوسِش دارم غم تو عزّتِ دو جهانم حسین میبَرم اسمتو زهرا میگه: جانم حسین توی هر سختیهام، تو گرفتاریهام تو پناه منی و کهفِ اَمانم حسین (ای عزیزم حسین، ای عزیزم حسین ای عزیزم، ای عزیزم، ای عزیزم حسین)٢