دوباره بارون، دوباره روضه دوباره قلبم، داره میلرزه جلو چشاش بود، روضهی جدش روضهی گودال، روضهی نیزه تنی تو گودال، سری به نیزه حرم میسوزه، حرم میسوزه میگه یه دختر به عمه داره معجر روی سرم میسوزه وای حسین ... دوباره مادر، روضه میگیره روضهی ناموسی، که اسیره روضهی طفلی، که غروب درد به زیر دست و پاها میمیره دل شکسته، دستای بسته داغی که روی، دلا میشینه طفل پریشون، با چشم گریون سر باباشو، رو نِی میبینه وای حسین...
عالی اجرتون با امام حسین(ع)
سلام علیکم بسیار عالی بود 🥺
عالی