نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

چرا قهری، مگر تقصیر دارم به جای تو به کف زنجیر دارم ببین مادر کَفی از آب خوردم بیا پایین ز نیزه شیر دارم لب خشک و کویریات مرا کشت به روی نی اسیریات مرا کشت پس از شش ماه دیدم داری اما دوتا دندادن شیریات مرا کشت ******** دوباره روضه میگیرم عزیزم در این ویرانه میمیرم عزیزم دوباره حرمله رد شد از اینجا دوباره خون شد شیرم عزیزم ******** مرا آزار با زنجیر میداد مرا نان خشک با تحقیر میداد زن شامی مرا سوزاند وقتی کنارم طفل خود را شیر میداد ******** یه حسرتی برام موند یه بار تو مادر صدام نکردی تو رو تو قبر گذاشتم شیرینزبونی برام نکردی به اشکای منو تو حرمله خندید دلم شکسته سرت یه سیب سرخه که نیزهدارت رو نیزه بسته ******** رو نیزهها سرت رو با هلهله آوردن سر تو رو عزیزم به بد کسی سپردن من این پایین تو بالا چه درد بیحسابی تو هلهله نمیشه رو نیزهها بخوابی لالالالا لالایی...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد