نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

لا لا لا لا، یه کم دیگه دووم بیار یه کم دیگه دندون روی جیگر بذار رفته عموت آب بیاره الان میاد ببین صدای تکبیرِ... ***** طلبِ آب هر آنکس که از این درگه کرد صاحب خانه به او چشمهی زمزم بخشید کرَمی را که به آن حاتمِ طایی شهرهست شیرخوارِ تو کرَم کرد و به حاتم بخشید پیرمردی وسط روضهی ما گفت حسین من نگفتم ولی ارباب مرا هم بخشید ***** بد زدنِت، جلو چِشای حسنِت ناحلة الجسم شدی و چقدر میلرزه بدنت ... درد میکِشی، همش آهِ سرد میکِشی تو هر چی درد داری رو از قُنفُذ نامَرد میکِشی ***** غذای دیشبمان دستپخت زینب بود چنان تو و پدرت، دخترت کنار علیست میانِ شانهی تو چند موی سوخته بود نه موی سوخته بلکه طناب دار علیست ***** (یادم نمیرود که همه داد میزدند طوری بزن که علی بیپسر شود)
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد