براتون باز نون تازه پختم

براتون باز نون تازه پختم

[ مهدی رسولی ]
براتون باز نون تازه پختم 
دل آشوب منو پهلوم نباشید
می‌خوام امروز تشییع جنازه 
تو سفره نون تازه داشته باشید

دلم می‌خواد حسن قرآن بخونه 
تو وقتایی که خونه سوت و کوره
سپردم فضّه را وقتی که خوابید 
بره خونِ رو دیوار و بشوره

یه حرفایی تو این مدّت شنیدم 
براتون هیچ کدوم رو رو نکردم
حلالم کن علی جان درد داشتم 
یه مدّت خونه رو جارو نکردم

کبود صورتم سر درد دارم
منی که آبروی آسمونم
نفس کم می‌کشم این چند روزه
می‌ترسم جا به جا شه استخونم
***
بشین خونه رو آب و جارو نکن 
بذار زخم پهلوت بهتر بشه
خودم از پس غربتم برمی‌آم 
نمی‌خواد چشات واسه من تر بشه

اگه درد داری می‌دونم عزیز 
با این دردا باید مدارا کنی
در خونمونو عوض می‌کنم 
به شرطی نیایی در و وا کنی

نگاهت رو این روزها از من نگیر 
تو عطر نجیب بهشتی برام
خودت داری می‌ری ولی پشت در 
دو خط یادگاری نوشتی برام

نوشتی شب‌ها تشنه می‌شه حسین
همین غصّه داره تو رو می‌کشه
نوشتی ظریفِ شبیه گله
حواست بهش باشه پر پر نشه

واسه مرد خونه نشینی بده
دعا کن واسه تلخی لحظه‌هام
دعا کن بتونم تحمّل کنم
دعا کن نمونم دعا کن بیام

نمی‌تونم از کوچمون رد بشم
چیکار کرده این کوچه با روح من؟
****
یه عمرِ ازت شرمسارم عزیز
منو بسته بودند تو رو می‌زدند
***
این درد را کجا برم که تو را مردها زدند
**
دلم شور حسن را می‌زنه آه
بمیرم کوه صبره کوه درده

تا خوابم می‌بره می‌ره تو کوچه
دوباره دنبال گوشوار می‌گرده
***
تو کوچه سیلی از نامرد خوردم
تو کوچه چادر منو کشیدن

شماها می‌شنوید امّا حسن دید
شنیدن کی بوَد مانند دیدن؟

نظرات