نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

فقط نه غنچه ی خود، عاشقانه بو می كرد تمامِ غربتِ خود رویِ دست رو می كرد جوابِ قطره ای از آب، حرمله تیری رها به سوی سفیدی آن گلو می كرد سه شعبه از سه طرف پاره كرد و بیرون زد پدر زخون گلوی پسر وضو می كرد نهان به زیر عبا كرد و با خدای خودش حدیث غصه ی این داغ، مو به مو می كرد رسیده بود به مو و برای افتادن سری به تیرسه شعبه بگو مگو می كرد رسید مادرش از خیمه گاه و باحسرت نمازِ گریه سرِ خاك قبر او می كرد
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد