ای اهل کوفه رحمی این طفل جان ندارد
حاج محمدرضا طاهریپسندیدن2
بازدید5.4K
ای اهل کوفه رحمی، این طفل جان ندارد خواهد که آب گوید امّا زبان ندارد دیشب به گاهواره، تا صبح دستوپا زد امروز روی دستم دیگر توان ندارد هنگام گریه کوشد تا اشک خود بنوشد امّا اشکی که تَر کند لب دور دهان ندارد ای حرمله مَکِش تیغ، یک سو فِکَن کمان را یک برگِ گُل که تابِ تیر و کمان ندارد تیر نگذاشت که یک جمله به آخر برسد هیچکس حدس نمیزد که چُنین سر برسد