صفحه دل پر ستاره شد

صفحه دل پر ستاره شد

[ حاج محمدرضا طاهری ]
گفتم حسین صفحه‌ی دل پر ستاره شد
راه نجات دامنِ یک شیرخواره شد

گفتم که کیست اکبر آیات کردگار؟
فوراً به گاهواره‌ی اصغر اشاره شد

باب الحوائج است و زود گره باز می‌کند
با إذن او امور دو دنیا اداره شد

هر چند کودک است ولی بحر دردها
با دست کوچکش بنگر راه چاره شد

می‌سوخت در غمش همه‌ی هفت آسمان
تیر از کمان پرید و جهان در نظاره شد

تیر از کمان پرید و گلوی علی که نه
قلب پدر برای پسر پاره پاره شد
*****
بنویسید که اینگونه شده سرگشته
یک قدم رفته به خیمه دو قدم برگشته

روی برگشت ندارد به حرم حق دارد
چه جوابی بدهد بی علی اصغر گشته؟

طفل را زیر عبا برد همه فهمیدند
پدر پیر خجالت زده مُضطَر گشته

آب می‌داد و نمی‌داد چه فرقی می‌کرد؟
رفتنی بود دگر غنچه‌ی پرپر گشته

آب می‌خواست اگر خواست هدایت بشوند
...

نظرات