تصویر حاج محمدرضا طاهری - رفت و داغ دوری اش دامان مادر را گرفت

رفت و داغ دوری اش دامان مادر را گرفت

[ حاج محمدرضا طاهری ]
رفت و داغ دوری اش دامان مادر را گرفت ...
از دم خیمه سر و سامان لشکر را گرفت ...
تیر با چه سرعتی آمد بماند قصه اش ...
آن چنان آمد که آقا جای تن ، سر را گرفت ...
تیر با یک شعبه هم کار خودش را می کند ...
با سه شعبه جوری آمد کل حنجر را گرفت ...
خطبه اش با گریه بود ، افسوس لشکر خنده کرد ...
چند لحظه بعد آن ، خون کل منبر را گرفت ...
اگر گهواره را پس داده بودند ...
دلش خوش بود با طفل خیالی ...
چند لحظه بعد آن ، خون کل منبر را گرفت ...
خون او گر بر زمین می ریخت ، محشر می رسید ...
این چه خونی بود ، داغش کل محشر را گرفت ...
اما پشت خیمه نیزه ها رفتند پیدایش کنند ...
نیزه ای در خاک شد ، جسمی محقر را گرفت ...
آن قدر از این و از آن سیلی و شلاق خورد ...
تا رباب از حرمله قنداق اصغر را گرفت ...

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه حاج محمدرضا طاهری حضرت علی اصغر (ع)(محرم و صفر)

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه حضرت علی اصغر (ع)(محرم و صفر)

محبوب‌ترین‌های حضرت علی اصغر (ع)(محرم و صفر)

محبوب ترین‌های حاج محمدرضا طاهری

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد