نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

فرق مرا تو طاقت دیدن نداشتی هجده سربریده ببینی چه می کنی؟ این جا همه به گریۀ توگریه می کنند خنده به اشک دیده ببینی چه می کنی؟ خون ریزد از شکاف سرم خونجگر شدی جسمی به خون تپیده ببینی چه میکنی تو یکسره به چشم پدر بوسه میزنی تیری درون دیده ببینی چه میکنی وقتی که میرسد ز شریعه، حسین را با قامتی خمیده ببینی چه میکنی من پیکرم به غیر سرم لطمه ای ندید جسمی به خاک دریده ببینی چه میکنی یک ضربه زد به فرق سرم راحتم نمود تو قتل صبر دیده؟ ببینی چه میکنی ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد