تصویر حاج محمدرضا طاهری - خانه با رفتنت این بار بهم ریخته است

خانه با رفتنت این بار بهم ریخته است

[ حاج محمدرضا طاهری ]
خانه با رفتنت این بار، به هم ریخته است شهر بی حیدر کرار، به هم ریخته است 

پدرم، نبض زمان بودی و با رفتن تو
سحر و روزه و افطار، به هم ریخته است

هرکسی دید پدر، حال مرا گفت به خویش
دختر فاطمه، بسیار به هم ریخته است

 بودنت مایه آرامش و آسایش بود
حال با رفتن تو، کار به هم ریخته است 

حَسَن غم‌زده را، بیشتر از زخم سرت
قصۀ سینه و مسمار، به هم ریخته است
 
 صحبت از کوفه و بازار و اسیری کردی
از همان لحظه علمدار به هم ریخته است...

بازم زیر بارون، یه شام غریبون
بازم زینبی‌که، پریشون شده
با درد یتیمی، دلش خون شده

حسن زار و خسته، یه فرق شکسته
میگه ای حسین جان، ببین وبسوز
(داره خون تازه، می‌ریزه هنوز)۲

ای داد بی داد، بازم داداش، دلم به یاد مادر افتاد
اون وقتیکه غریبونه پشت در افتاد، ای داد بی داد

رنج و عذاب بود، نقش زمین زندگیه ابو تراب بود
عبای بابا، برای مادر حجاب بود

یه‌روز بر میگردی، که تو اوج دردی
یه روز که تو قلبت، غم کربلاست

سر پاک عشقت، روی نیزه‌هاست
دوباره اسارت، نشسته رو چهرت

توی شعله سوخته، پر معجرت
با چوب یه محمل، شکسته سرت

این کاره دنیاست، زنجیر به روی دستای اولاد زهراست
تو دستای مردای کوفی، نون و خرماست

انگار نه انگار، دختر حیدر اومده میون انظار
به روی نیزه داره میبینه علمدار، انگار نه انگار

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه حاج محمدرضا طاهری امیرالمؤمنین (ع)(شهادت‌ها)

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه امیرالمؤمنین (ع)(شهادت‌ها)

محبوب‌ترین‌های امیرالمؤمنین (ع)(شهادت‌ها)

محبوب ترین‌های حاج محمدرضا طاهری

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد