نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

اتاق پر شده از بوی مادرم وقتش رسیده پر بکشی سوی مادرم دیگر خجل نباش تو از روی مادرم آخر فرقت شده شبیه به پهلوی مادرم از پشت در دوباره تو را میزند صدا تا که به دست تو بدهد محسن تو را سی سال در نبودن مادر شکستهای پهلو به پهلویش پس آن در شکستهای در کوفههای درد مکرر شکستهای از مردم و نبودن باور شکستهای گر چه شکستهای و دلت هم شکستهتر این دل شکسته را هم از این کوفهها ببر مادر رسیده عطر پیمبر بیاورد تو تشنهای برای تو کوثر بیاورد مرهم برای این دل پرپر بیاورد تا خار را ز دیدهی تو در بیاورد حرفی بزن که مونس تو مادر آمده حالا که استخوان ز گلویت در آمده بابا بگو به مادرم از غصّههای من از کوفههای بعد تو و ماجرای من از بیحسین گشتن من از عزای من از کوفه گردی من و از کربلای من بابا بگو که زینبِ خود را دعا کند بعد از حسین زود مرا هم صدا کند مادر رسید و زخم سرت را نگاه کرد گریه برای گودی یک قتلگاه کرد پس رو به روسیاهی خیل سپاه کرد نفرین به رقص خنجر مردی سیاه کرد وشمر جالسٌ، نفس مادرم گرفت سر که به نیزه رفت دل معجرم گرفت
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد