نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

بگو به خواب که آید به چشم بیدارش دلا بسوز که مولا تمام شد کارش سریعتر بدنش را به خاک بسپارید که در بهشت علی وعده کرده با یارش گریهکنان برای دیدن دست کبود فاطمهاش به عرش رفته یداللّه، دست حق یارش خدا کند که نگیرد دوباره روزه علی خدا کند برود ابر از شب تارش دوباره دست به پهلوی خود نگیرد کاش دوباره گُل نکند کاش زخم مِسمارش خلاصه باز علی جان دهد اگرآید دوباره فاطمهی زخمیاش به دیدارش علی که سیر شد از کوفه، زینبش هم رفت چه کوفهای که تمامی نداشت آزارش چه کوفهای که دوباره کشاند زینب را نه بین مجلس تفسیر بین انزارش رواست اهل خودش را فرو بَرَد در خاک که رفت دختر غیرت میان بازارش گرفت کوفه کَس و کار دُخت حیدر را امان ز مردم نامرد بی کَس و کارش
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد