نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

شود جان لحظه لحظه از تن مولا جدا امشب کسی دیگر نیارد، شیر بر شیر خدا امشب طبیبا زخم مولا را گشودی، نسخه ننوشتی چه گفتی مخفی از زینب به گوش مجتبی امشب طبیبا همتی کن بلکه مولا باز برخیزد بَرَد یکبار دیگر بر یتیمانش غذا امشب امشب دل خلق جهان گردد به گِرد بستر مولا دل مولا بُود در گوشهی ویرانهها امشب نسیمِ ساکتِ کوفه برو با چاهها بَرگو که مهمان شما افتاده در بستر ز پا امشب
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد