بی آشنا مانده غریبی بین خلقت
حاج محمدرضا طاهریپسندیدن6
بازدید2.9K
بی آشنا مانده غریبی بین خلقت دیگر نمیآید صدای پای غربت چندیست سُفرهها مانده بینان و خرما دیگر ندارد کوفه، شَبگرد محبت بعد از تو باید سر کند با خاکِ غمها آن سر که بر دامان مِهرت داشت عادت