تصویر حاج محمدرضا طاهری - غریب شهر کوفه امشب

غریب شهر کوفه امشب

[ حاج محمدرضا طاهری ]
غریب شهر کوفه امشب
داره وداع می‌کنه با دنیا
خیلی دلش تنگه واسه زهرا
دیگه نمی‌خواد که بمونه

وقتشه بعد این همه سال
بره عیادت کنه از یارش
خوب شد یا نه زخم مسمارش
آیا هنوز قدش کمونه

مرغابی‌ها، تو دست و پاش می‌رن
میان سر راهشو می‌گیرن
زهرا ولی چشم انتظاره

بسه یه عمر، نفس زدن با آه
آخه تا کی هم‌صحبتی با چاه
علی دیگه طاقت نداره

فرق شکسته‌ی بابارو
زینب اگه ببینه می‌میره
خونی که از سرم سرازیره
می‌ریزه هر قدم رو خاکا 

کوفه شده مثل مدینه
وقتی که می‌برن منو خونه
تمام کوچه‌ها پُر از خونه
باز افتادم به یاد زهرا

یادمه با جراحت پهلو
دستشو می‌گرفت روی زانو
برای من دل نگرون بود

(چهل نفر ریختن سرش با هم) ۲
از اون به بعد سر تا پای ماهم
دیگه مث رنگین کمون بود

اگر این است تأثیر شنیدن
شنیدن کی بود مانند دیدن

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه حاج محمدرضا طاهری امیرالمؤمنین (ع)(شهادت‌ها)

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه امیرالمؤمنین (ع)(شهادت‌ها)

محبوب‌ترین‌های امیرالمؤمنین (ع)(شهادت‌ها)

محبوب ترین‌های حاج محمدرضا طاهری

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد