نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

عمریست گرچه خواندهام با گریه ربنّا را هم توبه را شکستم، هم حرمت خدا را با این که جاهلانه مهمانیاش به هم خورد پیش همه نگه داشت او حرمت گدا را یا ربّی یا الهی.... نگذاشت آبرویم پیش کسی بریزد هر چند که گناهم بد بود و آشکارا بالا نشسته بودم کبرم مرا زمین زد یک بار هم نبردم فرمان کبریا را غفّار بود و بخشید، ستّار بود و پوشاند جایش چکار کردی بیعفّتی ما را یا ربّی یا الهی.... باید بترسم از آن گنجی که یاغیام کرد از لقمهای که بلعید قارون بینوا را تا کی خطا و لغزش، تا کی دوباره سازش یک بار هم غضب کن، این که نشد مدارا در کوی نیکنامان ما را گذر ندادند گر تو نمیپسندی تغییر ده قضا را یا ربّی یا الهی.... یا مرتضی، یا زهرا.... دست مرا بکش بر خاک ضریح حیدر یک بار قسمتم کن دیدار مرتضی را در وادی السلامش من حاضرم بمیرم ختم به حیدرش کن پایان ماجرا را یک بار روزهام را بی روضه وا نکردم پس باز کن به رویم آغوش کربلا را در وادی محبّت خدا خودش میدونه محبّت تو مولا زد از دلم جوونه دوست دارم حسین جان خدا خودش میدونه آب روان بنوشم گویم به آه سوزان دوست دارم حسین جان رسوا مکن مرا در نزد رئوس الاشهاد یا رب به حق زینب کن دفع این بلا را
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد