عشق را در بر كشید

عشق را در بر كشید

[ حاج محمود کریمی ]
عشق را در بر كشید 
از جگر آهی برای غربت دلبر كشید 

از كف پای عمو سرمه ای ورداشت بر روی چشم تر كشید 
 گفت احلی من العسل شربت عشق حسین ابن علی را سر كشید 

روضه ام آغاز شد بر زمین هی پا كشید و قد كشیدو و پر كشید 
مركبی با نعل خود قد او را مانند عباس آب آور كشید 

داغ فرزند حسن دست مقتل را گرفتو تا به پشت در كشید 
قصه را از سر گرفت پهلوی قاسم شكست و روضه مادر گرفت 

قلب پیغمبر شكست عاقبت از ساقه ی خود غنچه ای پر پر شكست 
بار شیشه داشت او سنگی آمد خورد و بار شیشه اش آخر شكست 

چادرش آتش گرفت مادر افتاد و در و افتاد و دل حیدر شكست 
روضه كم كم باز شد مرد نامردی رسید و با لگد زد در شكست 

ضربه را با ضرب زد شك ندارم استخوان پهلوی مادر شكست 
خورد پیشانی به در آن قدر محكم كه با آن ضربه شاید در شكست 

شعله ها بالا گرفت در میان شعله مادر راه عاشورا گرفت 
از بدن سالم نماند اه پیكر بی غسل و كفن 

سالم نماند 
با حساب تیرها پیكرش مانند تابوت حسن 

سالم نماند 
 با حساب نیزه ها اه حتی تار و پود پیراهن 

سالم نماند 
با حساب تیغ ها چون به تن جوشن نبود چیزی از اندام بدن سالم نماند 

با حساب سنگ ها چیزی از ابرو و دندان و بدن سالم نماند 
با حسب نعل ها هیچ یكی از استخوان های بدن سالم نماند 

پیكری باقی نماند خون روی سر نمانده پس سری باقی نماند

پربازدید ترین شعر روضه حاج محمود کریمی محرم و صفر قاسم بن الحسن (ع)

پربازدید ترین شعر روضه محرم و صفر قاسم بن الحسن (ع)

محبوب ترین محرم و صفر قاسم بن الحسن (ع)

محبوب ترین حاج محمود کریمی

نظرات