تصویر حاج محمود کریمی - زمان رفتنش آمد

زمان رفتنش آمد

[ حاج محمود کریمی ]
زمان رفتنش آمد ؛
عمو با چشم گریان در پی بوسیدنش آمد ...
به سر عمّامه‌ی سبز حسن را بسته ...
که زینب برای دیدنش آمد ...
و استادش ، عمو عبّاس ؛
برای گفتگو درباره‌ی جنگیدنش آمد ...
عقب رفتند از میدان ؛ 
همین‌که نعره‌ی «هل من مبارز» خواندنش آمد ...
شبیه باد می‌تازد ؛ 
که عزرائیل با سرعت به سوی دشمنش آمد ...
به رگ ، خون حسن دارد
دو صف مژگان بی‌ شمشیر امّا صف‌شکن دارد ...
زمین انداخت ازرق را ؛
و تیغش در هوا برده‌ است سرهای معلّق را ...
پس از پنجاه و اندی سال ؛ 
دوباره زنده کرده خاطرات جنگ خندق را ...
زبان تیغ می‌گوید ؛
به گوش دشت با هر ضربه‌ی او، حقّ مطلق را ...
به قلب لشکر کوفه ؛
هجوم آورده که انداخته بر خاک بیرق را ...
چنان غوغا به پا کرده ؛
که دشمن تجربه کرده‌‌ذاست جنگی ناموفق را ...
علیٌ حُبُّهُ جُنَّه ؛
به لب آورده در میدان احادیث موثّق را ...
به رگ ، خون حسن دارد ؛
سپاه چشم او همذ، لشکری شمشیر زن دارد ...
دهان زخم‌ها وا شد ؛
که خون مجتبای کربلا ، جاری به صحرا شد ...
یکی با نیزه‌ از نزدیک ؛
به پهلویش زده که روضه‌ی مسمار برپا شد ...
و چندین تکّه از جسمش ؛
کنار تکّه‌هایی از علی، بر خاک پیدا شد ...
به زیر نعل مرکب‌ها ؛
تمام استخوان‌هایش ز یکدیگر مجزّا شد ...
به زیر نعل مرکب‌ها ؛
جوان سیزده‌ساله ، قدّش مانند سقّا شد ...
از آغوش عمو جانش ؛
پس از ده سال دوری ، راهی دیدار بابا شد ...
به رگ ، خون حسن دارد ؛
و در جسمش ، نشان از روضه‌های پنج‌تن دارد ...
هر چی از رو خاک بلندت می کنم ؛
باز می بینم که پاهات رو زمینه ...
توتنت له شد و اکبر ریز ریز ...
فرق تو و علی اکبر همینه ...
ای جان عمو ...

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه حاج محمود کریمی قاسم بن الحسن (ع)(محرم و صفر)

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه قاسم بن الحسن (ع)(محرم و صفر)

محبوب‌ترین‌های قاسم بن الحسن (ع)(محرم و صفر)

محبوب ترین‌های حاج محمود کریمی

نواها‌یی با همین ‌شعر

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد