نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

شمع شبهای تار میآید خبر آمد که یار میآید عطر گمنامی شهیدان از کوچهی انتظار میآید مجلس مادر است و آقامان از کنار مزار میآید مادر از دست دادهها امروز گریه کردن به کار میآید از همان خانهای که میسوزد مهدی داغدار میآید نزنی حرفی از در و دیوار چون به قلبش فشار میآید زینب از درد مادرش جان داد دختر اینگونه بار میآید من بمیرم که هر چه چادر را میتکاند غبار میآید کمکم امروز مرتضی دیگر با فراغش کنار میآید گفت: ای بازوی کبود شده وارث ذوالفقار میآید
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد