نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

(خواستم مرد خدا باشم ولی بَلعم شدم)۲ غصهی رسواییام در هر دیار افتاده است (این همه خوب آمده بد را چکارش میکنی)۲ ساده مگذر از کسی که این کنار افتاده است گرمی آغوش امنت را به نفسم باختم ورشکست آن است که از چشم یار افتاده است های و هوی مستیام رفت است و آهم مانده است حیف دیگر سکهی من از عیار افتاده است چه ببخشی چه نبخشی دوستت دارم خدا راه من بر خانهات امیدوار افتاده است چه کسی دارد هوای این گدا را جز علی با دم او ابر بخشایش به کار افتاده است در حوالی نجف با من تکلم کن فقط گیوهی موسیاست در این شورهزار افتاده است (من شب جمعه دلم یک جاست آن هم کربلا)۲ طالع من پای ششگوشِ نگار افتاده است بالحسین العفو، من سینهزنم رحمی کن اشکم از داغش شبیه چشمسار افتاده است ذوالجناح آمد به خیمه صورتش را زد زمین شاه من از صدر زین بین غبار افتاده است آن تنی که احمد مختار میزد بوسهاش یا رسول الله دست نیزهدار افتاده است
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد