نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

سفرهات جمع شد و باز گدا پشت در است باز کن در به رویم، آبرویم در خطر است تو کشیدی چقدر زحمت مهمانها را اسم مهمان تو دیگر پس از این رهگذر است همه رفتند و منِ بی سر و پا جا ماندم آنکه آلوده و بیکس شده این یک نفر است آشناها چقدر بر سر من داد زدن آخه بس که این بندهی تو وقت گناهان قَدَر است (دست خالیه مرا هیچ رفیقی نگرفت) ۲ خرج بیچارهگی من کردن این چشم تر است کمکم کن که زمین خوردن من نزدیک است آنچه که وزر و وبالم شده این زخم تر است باز ذکرم شده امشب بعلیٍ به علی چه کنم هر قسمی غیر از علی جان ضرر است میرسد وقت سحر عطر و بوی کربلا هر نسیمی که میآید طرفم خوش خبر است من فدای چشمان أبا عبدالله که مویاش دور دو دست عدوی خیرهسر است مادرش کاسه آبی ته گودال آورد آه چشمش به لب خاکی و خشک پسر است اگر چه ز درِ خانه لگد خوردم پسرم! اما چکمهی قاتل تو باعث درد من است حسین جان!
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد