نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

خوشحالم از اینکه مرا هم دوست داری هرگز نمیگویم مرا کم دوست داری خیلی زیاد از تو عنایت دیده نوکر از بَس مرا اِی باوفایم دوست داری من تازه فهمیدم چقدر از یار دورم اَمّا مرا باز اِی اِمامم! دوست داری گاهی ز تو دورم ولی گَهگاه نزدیک وَللّٰهه دَر وَصل و فراقَم دوست داری من از علی دَم میزنم تا زنده هستم از بَس که خاطرخواهِ اویَم دوست داری شاید مرا روزِ مبادا کار داری با تو قراری را که دارم دوست داری آیا مرا از یاورانت میشماری؟ آیا مرا خَطِّ مُقَدّم، دوست داری؟ جَدِّ غریبت با غلامان همنشین بود آری غلامت را مُسَلَّم دوست داری آقا دعا کن تا بمانم پای کارت تو ماندنم را زیرِ پرچم دوست داری خواهم برایت قطعه قطعه گردم آقا روزی که میبینی شهیدم دوست داری حرف از شهادت میکُشد ما را شنیدم وقتی ز مادر روضهخوانم دوست داری مادر تو را بِینِ در و دیوار خوانده فریادِ ما را بَهرِ این غم دوست داری
هنوز نظری ثبت نشده