نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

تلخمو مثل شکر شکر که دارم این از اول صبح به ذکرت دهنم شیرین درد دارم که سر صبح نشستم به درت باز هم درد بده درد مرا تسکین است چقدر عطر خوشی میوزد از باغ سحر پرچم نام تو زیبایی این پرچین است آنکه دیده قد و بالای تو را بین نماز عاشق هر که شود غیر تو کوته بین است هر چه من میکشم از دست خطای خودم است حجم پروندهی بیچارگیام سنگین است جان زهرا بغلش کن دل رسوایم را نوکر سر به هوای تو سرش پایین است گرچه الوده شده زعمری نفس من به گناه دور شش گوشه که باشم نفست عطرآگین است وطن من نجف است دلم من خاک نجف وقت مرگم برساد اسم علی تلقین است خانه آباد شدم خانهات آباد رضا هر که شد ساحل تو زندگیاش تامین هست
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد