من همان گناه کاری که به سوی تو دوان است
حاج منصور ارضیپسندیدن22
بازدید20.3K
من همان گناهکاری که به سوی تو دوان است تویی آن بزرگواری که کریم و مهربان است تو همیشه در فرازی توی آن گدانوازی که در اوج بی نیازی نگران بندگان است تو اگر مرا برانی در دیگری نکوبم که به غیر از آستانت همه جا پر از زیان است عرفه ز راه آمد گل فاطمه نیامد همه عمر جر تو یا رب چه کسی رفیق من بود تو امان من نباشی چه کسی مرا امان است تو خدای مرتضایی تو همیشه با وفایی خوش همین که خاک پای پسر ابوترابم همه عمر سایهبانم علم حسین جان است نکند خدا نکرده نرسم به اربعینش دل عاشقان از الآن نگران آن زمان است به فدای آن امامی که نشسته در بیابان دل اوست غرق ماتم نگران کاروان است نگران کاروانی که پر از مخدرات است نگران پرده ای که روی محمل زنان است به فدای آن نگاهی که به آن سه ساله دارد به فدای اشک هایی که ز چشم او روان است به فدای آن شهیدی که نخورد آب و جان داد ز غمش هنوز زهرا شب جمعه روضه خوان است پسرم به تو جفا شد سرت از غفا جدا شد بخدا عطش دلیل ترک لبت نبوده ترک لبت برای ضربات خیزران است