نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

عبد ضعیف تاب قهر و تشر ندارد جز آستان ربّش، جایی دگر ندارد بنده رسیده اما، با کولهبار خالی نزد رئوس الاشحار، جز چشم تر ندارد (بیچارهتر کسی از، این تحبس الدعا نیست) ۲ درد است که دعایم، دیگر اثر ندارد لطفی مرا کشانده، بر آستان توبه این لطف از کجا بود، روحم خبر ندارد حسن توکلم بر، دست دعای زهراست گرچه محبّی از من، آلودهتر ندارد خیر و صلاح طفل خورده زمین خود را هرگز شبیه مادر، کس در نظر ندارد شب زندهدار بودن، کار علی و زهراست جز اقتدا به عشقش، عاشق هنر ندارد آقایی علی را، هر سائلی چشیده او از گناهکاران هم چشم برندارد مستی نام از چیست، انگور مرقد او حتی درخت فردوس، چون آن ثمر ندارد راه نجات یعنی، کرببلا زیارت قلبم جز آن حوالی، شوق سفر ندارد فیض سحر تماماً از گریه بر حسین است بی فیض ذکر روضه، فیضی سحر ندارد زهرا رسید نزد، جسم حسینش اما جسم عزیز زهرا، ای وای سر ندارد
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد