نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

دوباره چشم بیمارم پر آب است درستم کن که کار من خراب است عطش دارم کسی هم فکر من نیست به جای چشمه اطرافم سراب است غریبی را کریمانه بغل کن کسی را که سلامش بی جواب است مرا درماندهتر کن پشت این در ولی راهم بده گاهی ثواب است حسابم را نرس ای خوش حسابم اگرچه بندهی تو بد حساب است تمام فرصتم از دست رفته به سوی قبر عمرم پرشتاب است فقط زهرا برایم مادری کرد فقط مادر دعایش مستجاب است تهیدستم که دستم را گرفتند به دستم خاکِ کفش بوتراب است گرفتارم گرفتارم نجف را قسمتم کن خریدن کار آن عالیجناب است نسیم کربلا شبهای جمعه سلام تو به من بیاجتناب است سرم شوریدهی عشق حسین دلم پیش علی طفل رباب است سه شعبه ریخت برهم حنجرش را لبش زخمیه هُرم آفتاب است کنار خیمه خاکش کرد ارباب ولی بعد از حسین این غم عذاب است دو چشم کوچکش بر نیزهها دید به دست مادرش ردِّ طناب است
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد