در آغوشم تو را با احتیاط آوردم از میدان

در آغوشم تو را با احتیاط آوردم از میدان

[ سعید خرازی ]
در آغوشم تو را با احتیاط آوردم از میدان 
که ترسیدم جدا گردد سر از پوست آویزت

به‌ جای آب غسل از دیده اشک شرم می‌ریزم 
به گلبرگ تنت ای غنچه خاک نرم می‌ریزم

موقت می‌کنم دفنت که دور از هر بلا باشی 
مبادا موقع غارت به زیر دست و پا باشی 

تو را با خاک پوشاندم لحد ای کاش می‌چیدم 
اگر این کار می‌کردم سرت بر نِی نمی‌رفت

سنگ لحد نچیده به رویش نریز خاک 
تازه به خواب رفته گُلِ من که پرپر است

کاش این قبر تو گم باشد و پیدا نشود 
اگر هم شد سر نبشِ قبر بلوا نشود 

از تو گهواره‌ای مانده ببرندش غارت 
ولی ای کاش سر رأس تو دعوا نشود 

چقَدَر نیزه بلند است نیفتی پسرم
چنگِ این حرمله‌ی پست 
****
می‌دیدم از بالا پایین گودالی
از بس زمین خوردی زخمی و بی‌حالی
 
می‌رفتی از خیمه خیلی گرسنه‌ت بود 
چیزی نمی‌گفتی با این که تشنه‌ت بود  

لبِ تشنه لبِ دشنه شنیدم که جوابت رو سنان داده 
شنیدم نه! خودم دیدم چقدر نیزه به حلقوم تو افتاده 

حسین جانم حسین جانم حسین جانم...

باد مخالف بود دور حرم پیچید 
چشم‌های نامحرم حال منو می‌دید

دلگیرم از شمر و خولی که پست‌اند 
اصلا خبر داری دست منو بستن؟
 
رأس تو می‌رود بالای نیزه‌ها 
من سنگ می‌خورم از لای نیزه‌ها 

آه ای ستاره‌ی دنباله‌دار من 
زخمی‌ترین سرِ نیزه‌سوارِ من 
****
باز کن از ساقه‌ی این تیر انگشتا خود 
آخه نیست همبازی تو بیچاره‌ام کردی علی
 
شرمنده‌ام که خانه‌ی امنی نداشتم 
این غم کجا بَرم که تو را مردها زدند

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه حضرت علی اصغر (ع)(محرم و صفر)

محبوب‌ترین‌های حضرت علی اصغر (ع)(محرم و صفر)

محبوب ترین‌های سعید خرازی

نظرات