خدایا گنج در گنجینهام سوخت
سعید خرازیپسندیدن34
بازدید9.5K
خدایا گنج، در گنجینهام سوخت میان شعلهها آیینهام سوخت چنان مسمار در قلبم فرو رفت که محسن گفت مادر سینهام سوخت باغبانی مثل من شرمنده از گلها نشد غنچهی نشکفتهام گلبرگهایش وا نشد آشیانی را که باهم ساختیم آتش زدن