
ترسی از فقر ندارند گدایانِ کریم دست خالی نروند، از درِ احسان کریم حاجت خواسته را، چند برابر داده است طیِّبَالله به این لطف دو چندانِ کریم کاظمینی نشدیم و، دلمان هم پُر بود بار بستیم سوی شاه خراسان کریم بینیاز از همهام، تا که رضا را دارم به قسمهای خداوند، به قرآن کریم طلب رزق نکردیم زِ دربار کسی نان هر سفره حرام است، مگر نان کریم هر کسی وقت مناجات ضریحی دارد دست ما هم که رسیده است، به دامان کریم نا امیدم مکنید از کرمش، فرض کنید باز بَدکارهای امشب، شده مهمان کریم سپر درد و بلایش نشدیم و دیدیم سپر درد و بلای همه شد، جانِ کریم