نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

آقا قرارِ ما سر میدانِ کاظمین ای اوّلین زیارت ما بعد کربلا **** زبانِ شعلهور زخم سینهاش میگفت: شباهتِ تو به زهرا تو را به کشتن داد زِ من بگویید به گلچین تلاش بیهوده کردید گلی که آب نخورده دگر گلاب ندارد **** یک لحظه یادم رفت اسم من رقیّه است سیلی که خوردم عمّه را هم تار دیدم با دخترِ تو دختران شام قهرند با طعنه میگویند تو بابا نداری اگه میشه اسم منو بگو تویِ گوش بابات بهش بگو دلش میخواد یه روز شهید بشه برات تو بگی نه نمیاره تو بخوای محاله که محل نذاره بگو خیلی بیقرارم بگو دلشورهی کربلا رو دارم قبلهی حاجات یا رقیّه سادات به ما برمیخورد ما سفرهدار عالمی هستیم بیندازید سویم سنگ امّا تکّه نان را نه
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد