نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

میآیم تا ببارم بغض ابر بهارم میماند پیش دریا موج دنبالهدارم هوس خلوت دارم به حرم دعوت دارم ای راه هشتم تا خداوند ای انتشار نور و لبخند هر جا باشم من پشت پنجره فولادم گرچه بر بادم میمانی آقا در یادم آه چه شود آهویت باشم دو سه شب در کویت باشم دلِ یک صحرا مجنونم به تو و چشمانت مدیونم به نگاهی امدادم کن من خرابم آبادم کن چو کبوتر جلدم کردی ز قفس یک شب آزادم کن در دلم طوفان دارم به شما ایمان دارم با غمت مأنوسم اهل شهر طوسم پای زوّارت را میبوسم رضا رضا... دیدم همه جا بر در و دیوار حریمت جایی ننوشته است گنهکار نیاید
هنوز نظری ثبت نشده