با سر می آورم

با سر می آورم

[ سید مجید بنی فاطمه ]
با سر می‌آورم
این دست را که در بَرِ دلبر می‌آورم
دستم که جای خود
تو سر تکان بده بخدا سر می‌آورم

هرچند، از عطش یک‌لب به خشکیِ لبِ اصغر می‌آورم
لب تَر کنی اگر، با چشم خویش چشمه‌ی کوثر می‌آورم

اصلا تو جان بخواه، اصلا بگو سپاه بیاور، می‌آورم
رخصت اگر دهی، از بینِ کودکان دوسه لشگر می‌آورم

بابای من شدی، من هم شجاعتِ علی‌اکبر می‌آورم
دقت که می‌کنم، از عمقِ زخم‌های تو سر در می‌آورم
پس با خودم دوا، از اشک‌های حضرت مادر می‌آورم

ای‌آبروی من..
ای‌صیدِ دست و پا زده در خون، عمویِ‌من

باید دعا کنم هرطور هست پیشِ عمو جان فدا کنم
باید حسین را، با ذکرِ لا اُفارقوا عَمّی صدا کنم

باید به گوشِ دشت، یامجتبی بگویم و طوفان به‌پا کنم
باید به دستِ خویش مرهم برای زخمِ عمو، دست و پا کنم

لب‌های خویش را با زخم‌های پیکرِ او آشنا کنم
باید شتاب کرد، عمه رهام کن به امامم وفا کنم
دستم به دامنت بگذار، سینه را سپرِ سنگ‌ها کنم
تا لااقل کمی، از این تنِ جدا شده، دفعِ بلا کنم
باید به هرطریق از دستِ عمه دستِ خودم را رها کنم

از حال می‌روم
وقتی نمانده‌است به گودال می‌روم

دستم جدا شده، در قتلگاه شورِ قیامت به‌پا شده
گودال قتلگاه لبریز، از صدایِ سُمِ اسب‌ها شده
جان می‌کنم ولی، شکرخدا که پیشِ تو جانم فدا شده

ای‌تکیه‌گاه عرش، حیف از تنت که با لَگدی جابه‌جا شده
بر پیکرت چطور، بیش‌از هزار زخم دهن‌باز جا شده
در پیشِ زخم‌ها‌، نیزه فرو نشسته و شمشیر پا شده
محکم نفس بکش، تیری که در گلویِ تو رفته‌است تا شده

تنها نه حنجرت، از هم تمام پیکرت اینگونه وا شده
معلوم نیستی، از بس که صورتِ تو پر از رَدِّ پا شده

فاصله کم شده، کمان‌داری
تیر خود را دقیق‌تر میزد...

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه سید مجید بنی فاطمه عبدالله بن الحسن (ع)(محرم و صفر)

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه عبدالله بن الحسن (ع)(محرم و صفر)

محبوب‌ترین‌های عبدالله بن الحسن (ع)(محرم و صفر)

محبوب ترین‌های سید مجید بنی فاطمه

نواها‌یی با همین ‌شعر

نظرات