نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

از اینکه باز مرا خواندهای، خدا را شکر دوباره پای گدا ماندهای، خدا را شکر مرا ز غیر خودت راندهای، خدا را شکر دلم شکسته تو نشکاندهای، خدا را شکر دوباره مشکل من را نگفته حل کردی مرا میان حرم، بازهم بغل کردی پر شکستهی من، التیام میخواهد کسی که خسته شده، همکلام میخواهد فقط گدای حرم، احترام میخواهد همیشه درگه سلطان، غلام میخواهد شبیه چشم حسن، کار چشم تو کرم است برات کرببلا، رزق من در این حرم است نمانده از کرمت دست بی نوا خالی دلم گرفت و نکردی دل مرا خالی نشد کنار تو از خادم الرضا خالی شلوغ شد حرم و شد برام جا خالی برای لحظهی آخر خودت همیشه بسی تو فول دادهای آنجا به داد من برسی بنازم آن کرمت را که باز نوکر برد مرا از آتش دوزخ زیارتت در برد ملک نه، در حرمت باز هم کبوتر برد مرا اذان سحر، بین صحن حیدر برد دلم نیامده انگوری از نجف نخورم مرا بخر که غم دوری از نجف نخورم دوا رسیده به تو، تربت شفا به حسین مرا ببر حرم علقمه، تو را به حسین ببین که دلهره دارد کنی رباب حسین همیشه میرسد اینجای روضهها به حسین دو دست خالی من را به پرچمش برسان مرا به گریهی ماه محرمش برسان نشستهای دم در، پرچم عزا بزنی جواد را وسط روضهات، صدا بزنی تو سوختی که در آن حجره، دست و پا بزنی و نالهی جگر از روضهی قفا بزنی طنین نالهی یابن الشبیب، ما را کشت کسی که بوده سه ساعت غریب، ما را کشت
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد