آخرین لحظه ای كه می رفتی
حاج حسن خلجپسندیدن4
بازدید7K
آخرین لحظه ای كه می رفتی سایه ات پا كشید از سر من با همه غیر من وداع كردی تو نگفتی كجاست دختر من بهترین مهربان ترین بابا خوب كردی كه آمدی سویم گرچه ویران نشینم اما تو بنشین روی فرش گیسویم یاد داری مدینه موقع خواب دست تو بود بالش سر من هر زمانت صدا زدم گفتی جان من ناز دانه دختر من یاد داری تو روی نی بودی من هم از پشت ناقه افتادم گریه كردی برای من، من هم به تو از دور بوسه می دادم