نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

غریب و خسته و بی غمگسار می میرم در انتظار قدم های یار می میرم [گفته بودم به خود اگر آمد مینشینم به روی دامانش او بگیرد به بر مرا من هم کنم از بوسه بوسه بارانش این به دلداری و آن گرم دل آرایی بود گفتگوهای دو دلداده تماشایی بود] بنفشه ی توام ای لاله، خشک و پژمرده سیاه پوشِ تو و سوگوار می میرم [ز شعله های خیام و ز آتش غم تو تن کباب و دل داغدارم سوخت] ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد