نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

آنقدر از دل ناله بی پروا كشیدم آخر سرت را نیمه شب این جا كشیدم تا شام هر منزل شما را می شناسند از بس كه روی خاك عكست را كشیدم پیشانی و پلك و لب و گونه همه زخم با این همه عكس تو را زیبا كشدم زخمی شده دیگر سر انگشتان دستم از بس كه خار از پا در صحرا كشیدم هر بار كه یادِ عمو كردم نشستم یك مَشك پاره بر لب دریا كشیدم من را ببر این چند روزی كه نبودی اندازه ی یك عمر از دنیا كشیدم
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد