آنقدر از دل ناله بی پروا كشیدم
حاج حسن خلجپسندیدن2
بازدید5.4K
آنقدر از دل ناله بی پروا كشیدم آخر سرت را نیمه شب این جا كشیدم تا شام هر منزل شما را می شناسند از بس كه روی خاك عكست را كشیدم پیشانی و پلك و لب و گونه همه زخم با این همه عكس تو را زیبا كشدم زخمی شده دیگر سر انگشتان دستم از بس كه خار از پا در صحرا كشیدم هر بار كه یادِ عمو كردم نشستم یك مَشك پاره بر لب دریا كشیدم من را ببر این چند روزی كه نبودی اندازه ی یك عمر از دنیا كشیدم