نون و قلم سلام به آموزگاری‌ات

نون و قلم سلام به آموزگاری‌ات

[ حاج محمود کریمی ]
نون و قلم سلام به آموزگاری‌ات
سرویم اگر به احترام تو و بردباری‌ات
 
بین سیاهچاله امام اراده‌ها
ای شب‌شکن‌ترین علم ایستاده‌ها
 
ای مقتدای جمله آزادمردها
ای کوه مانده در دل آماج دردها
 
اسلام زنده مانده از این یادگاری‌ات
نون و قلم سلام به آموزگاری‌ات
 
آموختیم از تو که سرخم نمی‌کنیم
دین را فدای کیسه درهم نمی‌کنیم
 
آموختیم از تو، سیه‌چال خوشتر است
از عزّت شکسته پامال، خوشتر است
 
دست از وطن به قیمت ماندن نمی‌کشیم
زندان کشیم و ذلّت دشمن نمی‌کشیم
 
آموختیم از تو که هارون شکستنی است
موسی که هست؛ شوکت قارون، شکستنی است
 
تا جوشن‌صغیر تو خواندیم، آمدیم
حرز تو را به سینه نشاندیم، آمدیم
 
آموختیم از تو فدک، طره خاک ماست
وقتی که نسل، نسل تو در خاک پاک ماست
آموختیم از تو که بر پای حقّ بایست
باطل اگرچه هست؛ تو در جای حقّ بایست
 
زهر است اگر رضای خدا، آرزوی ماست
صدهاهزار خون شریف، آبروی ماست
 
آموختیم از تو که باید بایستیم
خوردیم اگر به خاک، مجدد بایستیم
 
مثل تو می‌شویم به غم میهمان همه
غربال می‌شویم در این امتحان همه
 
آموختیم از تو که ایمان به غیب چیست
در امتحان عیان بشود این‌که مرد کیست
 
روی نفاق و دست منافق که رو شود
در ابتلاست ناصره بی‌آبرو شود
 
قرآن حیات ما، نفس ماست؛ زنده‌ایم
از سجن تا احبّ الیناست زنده‌ایم
 
یوسف اگر شدیم، عزیزی است آخرش
راهی که آمدیم، عزیزی است آخرش
 
آموختیم آیه‌ی السابقون شویم
نور خدا و لو کره الکافرون شویم 
 
در آیه‌اش، حماسه داود دیده‌ایم
با یک پشه، هلاکت نمرود دیده‌ایم
ما خوانده‌ایم قصه‌ی امواج و نیل را 
با چند سنگ، آخر اصحاب فیل را
 
با تنصرونی تو، یقین نصرت خداست
آری متم نوره از سنّت خداست
 
آموختیم از تو؛ صبوری است راه تو
دور از نفاق و فتنه و کوری است راه تو
 
گفتی به صبر، نور علی نور می‌شود
زندان برای سجده‌ی ما، طور می‌شود
 
گفتی به ما به هر غم و هر فتنه و بلا
چون رود بگذرد سر این سنگ‌ریزه‌ها
  
گفتی به ما که الحذر از خودفروش‌ها
از دین‌فروش حرف ذلیلان به گوش‌ها
 
دنیا سیاهچال زر و ظلم و زور هاست
گیرم سر حسین شبی در تنورهاست
 
سندی شاهک است در آن سو ولی چه غم؟!
تا هست بر لب تو و من «یا علی» چه غم؟!
 
این سنّت خداست که نصرت، رسیدنی است
کم مانده است؛ روشنی قلّه دیدنی است
سوگند بر علی که بسازم به نان خویش
دست وطن‌فروش ندادم عنان خویش
 
سختی عزیزتر ز بلای حریص‌ها 
گفتی به ما که الحذر از کاسه‌لیس‌ها
 
پیش اراده‌ی تو، جهان سر خم آورد
زنجیر و بند و پای شکسته، کم آورد
 
زنجیر گریه می‌کند امشب برای تو
ای وای وای ماست از این ناله‌های تو
 
افطار توست این دو سه شب ناسزا فقط
یک آرزوست روی لبانت: رضا فقط
 
زیر عبا ندید تو را چکمه‌ها چرا؟!
افتاده‌ای مدام چرا زیر پا چرا؟!
 
سلول تنگ و تار تو، کرب‌و‌بلات بود
تنها صدای شیشه شکسته، صدات بود
 
در بین حلقه‌های بلا جا‌به‌جا مشو
داغت شکسته است؛ بیا روی پا مشو
 
سندی رسید و پهلوی تو، تیر می‌کشد
از تازیانه، بازوی تو تیر می‌کشد
 
با او کسی نگفت که این پیر را نکش
دور گلوش، حلقه زنجیر را نکش

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه حاج محمود کریمی امام کاظم (ع)(شهادت‌ها)

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه امام کاظم (ع)(شهادت‌ها)

محبوب‌ترین‌های امام کاظم (ع)(شهادت‌ها)

محبوب ترین‌های حاج محمود کریمی

نظرات