نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

سر اکبر به دامان حسین است پدر رفته زِ کف تاب و توانش علی میریخت خون از گیسوانش بیا لیلا که بختت واژگون شد قد و بالای اکبر غرق خون شد چه میشد غنچهای پَرپَر نمیشد یکی میشد یکی دیگر نمیشد علیاصغر علیاکبر نشد کاش علیاکبر علیاصغر نمیشد **** او خلاصه آمد و من هم خلاصه چیدمش چیدم اما آن جوان خوش قد و بالا نشد اولین بار است پیش پای من خوابیده است اولین بار است پیش پای بابا پا نشد
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد