دمای آخر با چشم غرق اشک، لحظه‌های آخر

دمای آخر با چشم غرق اشک، لحظه‌های آخر

[ حاج محمود کریمی ]
دمای آخر
با چشم غرق اشک، لحظه‌های آخر
وضو می‌گیرم
واسه نماز مغرب و عشای آخر
 
باید بتونم
باید که آخرین نمازمو بخونم
به یاد جدّم
سر نماز، یه‌ذره روضشو بخونم
 
به زیر افتاد 
به زیر دست ‌و‌ پای گرگ پیر افتاد
حسین تنها
توو یک جماعت گرسنه، گیر افتاد
 
گرفت قاتل 
گرفته موشو بین پنجه، سفت قاتل
به روی سینه‌ش
نشسته زانوهاشو کرده چفت قاتل
 
پلید کم‌کم
گلو رو که نه! گردنو برید کم‌کم
یه ریز خون زد
که رنگ صورتش می‌شد سفید کم‌کم
 
 
 
نگاه برگشت
بلند شد به سمت خیمه‌گاه برگشت
برای غارت
به سمت دخترای بی‌پناه برگشت
 
طناب بستن
طناب به دست زینب و رباب بستن
جلو چشاشون
کلاخود حسینو به رکاب بستن

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه حاج محمود کریمی امام کاظم (ع)(شهادت‌ها)

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه امام کاظم (ع)(شهادت‌ها)

محبوب‌ترین‌های امام کاظم (ع)(شهادت‌ها)

محبوب ترین‌های حاج محمود کریمی

نظرات