تو موسایی اگر حتی نیاندازی عصا را هم

تو موسایی اگر حتی نیاندازی عصا را هم

[ حاج محمدرضا طاهری ]
(تو موسایی، اگر حتی نیاندازی عصا را هم
به زندان رفتی و گردن گرفتی جرم ما را هم)۲

تو در بندی ولیکن، اختیار دهر را داری
به دست بسته‌ات داده خدا، ارض و سما را هم

تو که دست جوان مست را در کوچه میگیری
توقع میرود آقا بگیری دست ما را هم

در این دنیا که تشخیص مسیر زندگی سخت است
خدا را شکر افتاده به دست آشنا راهم

دعاهایی که بالا رفته از دست شما رفته
و این یعنی که میگیری شما دست دعا را هم

شفا را غالباً از سفره‌ات بردند مادرها
که تحت الامر نان سفره‌ات کردی شفا را هم

زن بدکاره را سبوح و قدوس تو، عابد کرد
مسلمان می‌کنی با دست بسته، بی حیا را هم

غریب چارده سال است که کت بسته می‌خوانی
نماز صبح و ظهر و عصر و مغرب و عشا را هم

چه بی‌رحمانه زندان بان، شکسته در دل زندان
به مانند غرورم، استخوان پا را هم

تو را با تازیانه میزند، با اینکه میداند
شفاعت می‌کنی فردای محشر، انبیا را هم

چنان با ساق پای تو، غل و زنجیر ممزوج است
که با سختی جدا کردند از زخمت، عبا را هم

عبا گفتیم و یاد جد عریان تو افتادیم
غم عریانی‌اش سوزاند حتی بوریا را هم

تمام حجم تنت، زیر یک عبا مانده
به روی پهلوی تو، چند جای پا مانده

کمی اگر غلط و زنجیرها امان بدهند
صدا هنوز در این اشک بی صدا مانده

دوباره روضه‌ی جانسوز پنج داری بخوان
که روضه‌ی مکشوف کربلا مانده

بخوان که شمر نشسته به سینه‌ای خسته
اگر چه سینه شکسته، ولی صدا مانده

به التماس صدای حسین، یا زینب
برو حرم که غم گوشواره‌ها مانده

یافت آن گل را ولی بی سر شده
پاره پاره پیکری، پرپر شده

گفت آیا یوسف زهرا تویی
آنکه من گم کرده‌ام، آیا تویی

پربازدید ترین شعر روضه محرم و صفر امام کاظم (ع)

محبوب ترین محرم و صفر امام کاظم (ع)

محبوب ترین حاج محمدرضا طاهری

نظرات