نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

تو موسایی اگر حتّی نیندازی عصا را هم به زندان رفتی و گردن گرفتی جرم ما را هم تو در بندی ولیکن اختیار دهر را داری به دست بستهات داده خدا ارض و سما را هم تو که دست جوان مست را در کوچه میگیری توقع میرود آقا بگیری دست ما را هم در این دنیا که تشخیص مسیر زندگی سخت است خدا را شکر افتاده به دست آشنا راهم دعاهایی که بالا رفته از دست شما رفته و این یعنی که میگیری شما دست دعا را هم شفا را غالباً از سفرهات بردند مادرها (یادش بخیر آن روزها که مادر خانه با گریه میزد پرچمی را سر در خانه پر میشد از همسایهها دور و بر خانه یه سفره نذری قدر وسع شوهر خانه مادر پدرهامان همین که کم میآوردند یه سفرهی موسی بن جعفر نذر میکردند) شفا را غالباً از سفرهات بردند مادرها که تحت الامرِ نانِ سفرهات کردی شفا را هم زن بدکاره را سبّوح و قدّوس تو عابد کرد مسلمان میکنی با دست بسته بیحیا را هم
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد