نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

تا به کِی دربهدر دلنگرانت باشم بیخبر از تو به دنبال نشانت باشم هر کجایی زِ مرامت به سلامت باشی چه کنم حق بده دائم نگرانت باشم حاجتم پشت سرت خواندن یک رکعت عشق تا دَمی مستمع صوت اذانت باشم واویلا آه و واویلا زمینِ کربلا... بگذارید به رسواییِ من ختم شود شده یک لحظه اگر ورد زبانت باشم بس نمکدان شکنی کردم و دیدم کرمت که دگر شرم ندارم سر خوانت باشم گر بمیرم بِه از این باشم و با کردهی خود موجب اذیت و آزار به جانت باشم کِی شود صبح و مسائی بنشینم به برت شاهد سوز دل و اشک روانت باشم
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد