
ای یار مه جبینم داغ تو را نبینم ای یادگار مجتبی قاسم جان مرا گرفتی از خون حنا گرفتی ای یادگار مجتبی قاسم "عروسی تو شد عزا داماد دشت کربلا، قاسم" *** عازم نبردی با دلم چه کردی قلب من با دیدن تو پر محن شد میزنی به لشگر با شکوه حیدر گوییا که وارد میدان حسن شد جانم به این رشادت که گفته ای شهادت نزد تو احلی من العسل قاسم جانم به این شجاعت کردی به پا قیامت ای زاده ی شیر جمل قاسم "عروسی تو شد عزا داماد دشت کربلا، قاسم" *** ناله ات شنیدم بر سرت رسیدم جای سالمی نمانده در تن تو از نفس فتادی از فرس فتادی پاره پاره گشته چون اکبر تن تو "عروسی تو شد عزا داماد دشت کربلا، قاسم" *** بین قتلگاهت گشته حجله گاهت نُقل دادمادی تو شد سنگ دشمن از تو دل بریدم لحظه ای که دیدم موی زیبای تو را در چنگ دشمن دیدم به حال خسته پهلوی تو شکسته گشتی شبیه مادرم قاسم 3 پخشی تو بین صحرا گو از کجای صحرا من جسم پرپرت چگونه تا خیمه برم قاسم 3 در بین خیمه مادرت گوید چه آمد بر سرت، قاسم "عروسی تو شد عزا داماد دشت کربلا، قاسم" ***