
(بیا امشب دِلا رو راهیِ کربلا کنیم)۲ بیا امشب برا قاسم عروسی به پا کنیم (بابای داماد برامون کارت دعوت میاره)۲ همه دعوتن آخه صاحب خونه کَرَم داره (یا حسین غریب مادر، مهربون عموی من)۳ (نُقل بپاشید رو سَر داماد که عشقِ عالمه)۲ هر چی از قد و بالاش بگم برات بازم کمه (سن داماد کمه و میگن که سینزده سالشه)۲ (وقتی راه میره تموم کربلا زیر پاشه)۲ یا حسین غریب مادر مهربون عموی من)۳ (عدهای مهمون ناخونده تو این بزم اومدن)۲ اومدن تا به داماد پیشکشی و هدیه بدن (عمهی داماد داره میبینه از تو خیمهها)۲ برادر زادهی اون مونده رو تیغ و نیزهها نُقل دامادی این جَوون شده سنگ عدو بین این بزم عروسی داد میزد عمو، عمو یه نفر تو این میون خنده نشست روی لبش آخه لِه شد داماد ما زیر سُم مرکبش الهی که پیر بشند عروس دوماد به پای هم الهی تو زندگیشون نبینن هیچ موقع غم یه نفر با خنده گفت: عروسیتون مبارکه چی بگم زِ وصف داماد بدنش مشبکه هر کسی داماد بشه میشه عزیز و نازنین ولی داماد ما رو میکشونند روی زمین کی دیده تو دار دنیا داماد و با اشک و آه؟ کی دیده یکی بشه یه قتلگاه و حجلهگاه؟ یا حسین غریب مادر مهربون عموی من