نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

خواهم چو اکبر روم به میدان ای شاه خوبان کرم نما مرا چو یاران ای ماه تابان فدایی این حرم نما جان رقیّه برم نگردان از راه احسان عموی من بنگر به اشکم که چون فتاده در دیده غلطان به روی من جانم فدایت عموی تنها عزیز زهرا ای دلبرم...... غمی ندارم من از یتیمی تا که تو هستی تاج سرم..... از سوی بابا آوردهام من اجازه نامه برای تو کرده وصیت بابای خوبم خونم بریزم به پای تو به دل هراسی ندارم از مرگ سرمست عشقم چو اکبرت خوش است اگر که افتد سر من این پیکر من برابرت در نزد قاسم باشد عمو جان پیش تو مردن احلی عسل ردم مکن که لطفت عمو جان بوده همیشه ضرب المثل جانم فدایت عموی تنها عزیز زهرا ای دلبرم...... غمی ندارم من از یتیمی تا که تو هستی تاج سرم..... ای گلشن من ببین تن من به زیر سم اسب عدو شکست عمو جان هر استخوانم رسیده تا عرش فغان من بیا و بنگر که لشگر دون فتاده اینک به جان من مُردم عمو جان بس که ز هر سو من نیزه خوردم بیا بیا از ضرب سنگ و شمشیر دشمن من جان سپردم بیا بیا جانم فدایت عموی تنها عزیز زهرا ای دلبرم...... غمی ندارم من از یتیمی تا که تو هستی تاج سرم.....
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد