نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

باد انگشتهای خونین را لای گیسوی او فرو میکرد باد انگار داشت چیزی را توی این قصه جستجو میکرد غالباً در همه مصیبتها سمتِ مادر پناه میآرند لیک در این مصیبتِ جانسوز دخترک هی عمو عمو میکرد سر او روی دامنِ عمّه دخترک پارۀ تنِ عمّه عمّه با نغمۀ لالایی داشت بر دلش زخم را رفو میکرد ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد