باد انگشتهای خونین را
حاج حسن خلجپسندیدن2
بازدید1.7K
باد انگشتهای خونین را لای گیسوی او فرو میکرد باد انگار داشت چیزی را توی این قصه جستجو میکرد غالباً در همه مصیبتها سمتِ مادر پناه میآرند لیک در این مصیبتِ جانسوز دخترک هی عمو عمو میکرد سر او روی دامنِ عمّه دخترک پارۀ تنِ عمّه عمّه با نغمۀ لالایی داشت بر دلش زخم را رفو میکرد ***